بلايا وسلامت روان
بلايا در سراسر جهان تا كنون باعث مرگ و ميرها، صدمات و بيماريهاي زيادي شدهاند. بلايا بر توسعه بهداشتي جامعه اثر منفي ميگذارند و متقابلاً توسعه بهداشتي جامعه هم خطر بروز بلايا را كاهش ميدهد.
بزرگترين و شديدترين اثرات بلايا برروي سلامت انسان ”آسيبهاي“ ناشي از خود آنها است. افزايش خطر ابتلا به بيماريهاي واگيردار بعد از وقوع بلايا، كاملاً معمول است و بدون شك محيط در طغيان بيماريها نقش دارد. يك مسئله قابل توجه ديگر، به خطر افتادن سلامت رواني در نتيجه وقوع بلايا است. براي برخي از قربانيان بلايا، تجربه آنچه كه سندرم بلايا ناميده ميشود، غير معمول نيست. ماهيت دقيق و الگوي اين سندرم بخوبي شناخته نشدهاست و اغلب اين اصطلاح براي توصيف انزوا و گوشهگيري افراد بلاديده، بدليل افسردگي و ساير بيماريهاي رواني ناشي از بلايا بكار برده ميشود.
گروههاي آسيبپذير در برابر اثرات ناشي از بلايا
در هنگام وقوع بلا، گروهي از افراد آسيبپذيرتر هستند. بالاترين ميزان مرگ و مير در سالمندان و كودكان گزارش شدهاست. كودكان داراي كمتر از 2 سال سن، تلفات كمتري نسبت به برادران و خواهران بزرگتر از خود، متحمل ميشوند، اين مسئله بخاطر حمايت والدين از آنهاست. زنان حامله و شيرده و افراد بيمار نيز آسيبپذير هستند.
گروه آسيبپذير بعدي فقرا هستند كه ممكن است به خاطر نداشتن مسكن در نواحي خطرناك زندگي كنند.
واكنشهاي رواني نسبت به بلايا
افراد در گروههاي سني مختلف؛ در برابر بلايا به اشكال متفاوت واكنش نشان ميدهند، اگر چه ”اختلالات خواب و تغذيه“ در همه گروههاي سني شايع است. ساير واكنشهاي معمول در هر يك از گروههاي سني در زير آورده شدهاست :
1- گروه سني قبل از مدرسه (1 تا 5 سالگي)
الف) ترس و خوف
ب) ترس و وحشت شبانه
ج) وابستگي زياد به والدين
2- گروه مدرسه (5 تا 11 سالگي)
الف) ترس و وحشت شبانه
ب) كابوس
ج) ترس از تاريكي
د) رفتار پرخاشگرانه در محيط خانه يا مدرسه
ه) معده درد (دل درد)
و) سردرد
ز) وابستگ به ديگران يا ناله و شكوه كردن
ح) تمركز ضعيف در مدرسه
3- گروه سني قبل از بلوغ (11 تا 14 سالگي)
الف- سركشي و طغيان در خانه مانند: امتناع از انجام كارهاي روزمره خود
ب) دل درد يا سردرد
ج) كاهش و از دست دادن علاقه نسبت به دوستان
د) مسائل و مشكلات مربوط به مدرسه مانند: كاهش علاقه يا كاهش رفتار كنجكاوي در فرد.
4- دوران بلوغ (14 تا 18 سالگي)
الف) كاهش علاقه نسبت به عشق و معشوق
ب) عدم احساس مسئوليت يا رفتار بزهكارانه
ج) تمركز ضعيف
د) خود بيمار انگاري
5- دوران بزرگسالي
الف) درماندگي، يادآوري خاطرات آزاردهنده فاجعه، پس نمايي از احساس نگراني(دلشوره)، درماندگي شديد نسبت به بازماندگان
ب) تحريكپذيري
ج) يكه خوردن سريع(براحتي يكه خوردن)
د) افت احساسات
ه) فقدان علاقه به، لذات و خشيها
و) رنجش از مردم
ز) رؤياهاي آشفته
ح) بيخوابي
ط) تمركز ضعيف
راهكارهاي كاربردي جهت به حداقل رساندن حالت تنش و اضطراب
الف- حمايت اجتماعي توسط ساير اقشار جامعه كه از محل حادثه و بحران به دور ميباشند با كمكهاي نقدي و غيرنقدي، ملاقات در بيمارستان و مراكز درماني از افراد آسيب ديده
ب- راهاندازي مراكز مشاوره فوريتي در محل بحران با حضور مشاوران، روانشناسان و روانپزشكان
ج- برنامهريزي مناسب جهت روان درماني (گروه درماني مثل برگزاري مراسمات عزاداري و ختم دسته جمعي)
د) اطلاعرساني دقيق و به موقع حوادث توسط رسانههاي گروهي بخصوص راديو و تلويزيون
ه) تأمين سريع و بموقع جيره غذايي، آب آشاميدني، فرآيند نظافت و بهداشتي كه در مجموع در حفظ بهداشت روان اثر مثبت خواهدگذاشت.