|
|
|
تاريخچه مرز و مرزباني
نحوه شكل گيري مرز و مرزباني در جهان
نيازهاي طبيعي انسانها به منابع موجود در محيط اطراف باعث شده تا انسان ازابتداي پيدايش خود و تشكيل قوميت ها و زندگي گروهي، محدوده معيني را براي خود مشخص كند وازآن محدوده درمقابل بهره برداري، نفوذ ودخالت ساير افراد جلوگيري و در صورت لزوم بطوردسته جمعي از حريم خود دفاع نمايد. با افزايش جمعيت، گسترش قوميت ها، پيشرفت فرهنگ اجتماعي، افزايش دانش بشري، آگاهي از امكانات نهفته موجود در اطراف خود، پيشرفت تكنولوژي، افزون طلبي جوامع قدرتمند و ساير مسايل باعث شده كه روز به روز شيوه هاي جديدي در تعيين محدوده، نحوه كنترل، رفع اختلافات ايجاد شده و دفاع از محدوده مرزي به وجود آيد. بطوركلي روند تاريخچه مرز ومرزباني را مي توان به شرح زير تفكيك كرد:
الف) دوران ماقبل تاريخ ( قبل از تمدن )
در اين مرحله تشكيل كشورها و حكومت هاي مركزي مفهومي نداشته، بلكه هر طايفه براي سكونت خود محدوده اي را مشخص وصرفاً براي تغذيه افراد خود ازمنابع طبيعي موجود بهره برداري مي كرده است. به علت محدوديت جميعت، فراواني منابع طبيعي وهمچنين دور بودن محل اسكان طوايف از يكديگر، بندرت اختلافاتي بين آنان بروز مي كرد و به سبب عدم آگاهي از وضعيت و امكانات ساير طوايف به حريم يكديگر تجاوز نمي نمودند.
ب ) تشكيل حكومت ها
گسترش جمعيت، نزديك شدن طوايف به يكديگر و برقراري روابط بين آنها وهمچنين شهرنشيني از يك سو وتعارض اقوام وطوايف مختلف به سرزمين، اموال وحقوق طوايف ديگر به تدريج باعث شد تا طوايف مجاور كه تفاهم ومنافع مشتركي با يكديگر داشتند با هم متحد شده و با انتخاب رهبر واحد، قدرت دفاعي يا هجومي خود را افزايش دهند و با انتخاب اسمي براي محدوده سكونت خود كشورهاي مختلفي به وجود آورند. چون دراين دوره صرفاً بهره برداري از منابع طبيعي موجود بر روي زمين انجام مي گرفته، لذا مناطق خشك و بياباني و فاقد سكنه بين دو كشور مورد ادعاي هيچ كدام از اين كشورها نبوده ومرز به صورت امروزي مفهومي نداشته است و اگرهم بخشي از كشوري مورد تهاجم همسايه اش قرار مي گرفت آن كشور با جمع آوري نيرو از نقاط مختلف، تجاوز را دفع مي كرد و در صورت عدم توانايي، بخشي از محدوده خود را از دست داده و يا به طوركلي زير سلطه كشور مهاجم قرار مي گرفت و بدين ترتيب كشورهاي كوچك و بزرگ شكل گرفت.
ج) دوران كشور گشايي ها
حكومت هاي مركزي با تشكيل ارتش هاي رزمي به خاك كشورهاي ضعيف همسايه هجوم مي بردند وبه تدريج محدوده خود را گسترش مي دادند و كشورهاي ضعيف را در خود ادغام و يا حاكمان آنها را خراج گذار خود مي كردند و بدين ترتيب اغلب كشورهاي كوچك حذف شده و امپراطوري عظيم به وجود آمدند و يا با بروز ضعف در رهبران امپراطوري ها در كنترل كشور به سبب شورش هاي داخلي و يا كشورهاي خراج گذار امپراطوري تجزيه مي شد. بنابراين مرزها، اغلب موقتي و ناپايدار بوده و پس از هر تهاجم جديد، اخرين محدوده زمين هاي كشاورزي و يا مراتع مورد استفاده دام هاي عشاير و روستـانشينان محلي مرز بين دوكشور شناخته مي شد . شيوه مرزداري نيز بستگي به لياقت، قدرت وامكانات حكومت مركزي داشته و به اشكال زير انجام مي گرفته است :
1 ) ارتش هاي منظم درمناطق مرزي به طورمداوم حضور داشتند تا تهاجم احتمالي را دفع نمايند. 2 ) درمناطق مرزي مجاور، اقوام وحشي با ايجاد استحكاماتي از قبيل: سد يا ديواراز نفود متجاوزان جلوگيري مي نمودند. 3 ) كشورهاي كوچك تحت سلطه را مسوول دفاع از مرزها تا رسيدن ارتش منظم حكومت مركزي مي كردند. 4 ) دفاع از مرزها به عشاير وحكام محلي واگذار مي شد و در صورت عدم توانايي آنان با بسيج عشاير سايرمناطق واعزام آنان به منطقه، تهاجم را دفع مي نمودند؛ اگرچه اين روش توسط حكام نالايق اعمال مي شد واغلب درمقابل تهاجم ارتش منظم با شكست مواجه مي گرديد.
د ) عصر تكنولوژي
با پيشرفت دانش بشري، كشف منابع غني در زيرزمين و قعر درياها، توليد تجهيزات پيشرفته، كاهش علاقه انسانها به جنگ هاي گسترده و طولاني ومتوالي بخصوص بعد از جنگ هاي اول و دوم جهاني و همچنين تشكيل سازمان ها و مجامع بين المللي، تمامي كشورها علاقمند شدند كه محدوده سرزميني خود را تثبيت نموده و مرزها را به صورت خطي بر روي زمين با نصب علايم استاندارد مرزي در نقاط و فواصل مشخص و ثبت آنها بر روي نقشه هاي دقيق و با تنظيم قرارداد تعيين نموده و با شيوه هاي مناسبي نسبت به حفظ ونگهداري از حريم خود اقدام كنند. اين مرحله از اوايل قرن بيستم آغازشده ولي قدرت هاي بزرگ جهاني به سبب روشهاي استعمار وتسلط آنها بر كشورهاي ضعيف و همچنين ملحوظ نمودن منافع نامشروع آني خود و در اختيار داشتن كارشناسان فني و تكنولوژي پيشرفته تعيين خطوط مرزي كشورها را به عهده گرفته ومرزها را مطابق ميل خود تعيين كرده اند و مشكلاتي را به شرح زيرباقي نهادند تا درحال ويا آينده بتوانند از بروز اختلافات بين كشورهاي همسايه بهره مند گردند. 1 ) در برخي نقاط، خطوط مرزي مشخص نشده است بطوري كه غالب كشورهاي همسايه در يك يا چند نقطه مرزي بايكديگر اختلاف ارضي دارند. 2 ) ميزان سهم هر يك از كشورها در بهره برداري از منابع مشترك مانند: رودخانه هاي مرزي و يا رودخانه هايي كه از خاك چند كشور عبور مي نمايد و همچنين منابع زيرزميني كه داراي سفره مشترك بين دو با سه كشوراست، مشخص نشده است. 3 ) عبور دادن خط مرز از بين طوايف محلي وتقسيم آنها درتابعيت دو يا چند كشور. 4 ) تعيين مسير عبور خط مرز در بعضي نقاط از دامنه ارتفاعات و يا تقسيم ارتفاعات به طريقي كه دفاع ازحريم يك كشور در مقابل تهاجم كشورهمسايه تا عمق قابل توجهي مقدور نباشد. 5 ) تعيين خط مرز در رودخانه قابل كشتيراني و حساس به طريقي كه يكي از دو كشور همسايه از حقوق عرف بين الملل محروم گردد. 6 ) گنجاندن مواردي درتعيين خطوط مرزي بطوري كه داراي تفسيرهاي متفاوت و اختلاف انگيزه مي باشد . 7 ) در بعضي موارد مسيرعبور خط مرز در قراردادها طوري نوشته شده كه در اثر مرور زمان و تغييرات طبيعي جوي در منطقه، باعث ابهام در خط مرزي مي شود.
تاريخچه مرزداري جديد در ايران
پس از تعيين خطوط مرزي فعلي ايران با كشورهاي همسايه وتنظيم قراردادهاي مشترك انتظامات مرزي، رسيدگي وحل وفصل مسايل مرزي به عهده مرزبانان خودي ومرزبانان كشورهاي همسايه محول وحدود اختيارات آنان در قراردادها تعيين شده است. بدين ترتيب پاسگاههاي مرزي و مرزباني ها و سازمان مركزي مرزباني ( اداره كل مرزباني ) پايه گذاري گرديده و روند تكميلي وتحولات انجام گرفته به شرح زير مي باشد : الف : تا قبل از سال 1207 هجري شمسي حفاظت و كنترل مرزها و رفع اختلافات به عهده عشاير و حكــام محلي بــوده و حكومت مركزي فقط در موقـع شروع جنگ با كشور همسايه دخالت مي نمود. ب: از سال 1207 با تاسيس سازمان هاي اداري از جمله: وزارت امورخارجه، حل و فصل اختلافات مرزي از طريق ديپلماسي انجام مي گرفته ولي حفاظت و كنترل مرزها كماكان به عهده عشاير و حكام محلي بوده است. ج : از سال 1307 پس از تشكيل ارتش منظم و استقرار تعداد معدودي پاسگاههاي مرزي، كنترل مرزها به عهده يگان هاي نظامي گذاشته شد. د : در سال 1320 پس از عقد قراردادهاي مشترك مرزي با همسايگان و تعيين كلانتران مرز (مرزبانان ) به منظور رسيدگي و حل وفصل مسائل مرزي، كنترل مرزها به عهده اداره اطلاعات ژاندارمري سابق شد. هـ : در سال 1325 اداره كل مرزباني كشور تشكيل و تحت نظر وزارت كشور كنترل مرزها را عهده دار شد. و : در سال 1326 اداره كل مرزباني در تابعيت وزارت جنگ قرار گرفت و در سال 1335 عنوان مذكور به دايره امور مرزي تغيير نام داد و كماكان تا سال 1342 در تابعيت وزارت جنگ باقي ماند. ز : درسال 1342 سازمان مرزباني از وزارت جنگ جدا شد و در تابعيت ژاندارمري قرارگرفت و پاسگاههاي مرزي تدريجاً گسترش يافت و در سال 1347 دايره امورمرزي تحت عنوان: اداره مرزباني تغيير نام داده و در سال 1350 رئيس اداره مرزباني با سمت معاون ژاندارمري كل كشور ونهايتاً درسال 1362 با عنوان اداره مرزباني يكي از ادارات مستقل ژاندارمري كنترل مرزها را به عهده گرفت. ح : در سال 1366 كنترل حدود 400 كيلومتر از مرزهاي شرقي كشور به كميته انقلاب اسلامي محول شد؛ ليكن درسال 1369 مجدداً به ژاندارمري « ج.ا.ا» اعاده گرديد. ت : از آغاز سال 1370 با ادغام نيروهاي انتظامي وتشكيل نيروهاي انتظامي «ج.ا.ا» كنترل وحل وفصل مسايل مرزي به عهده اداره كل مرزباني در زير مجموعه معاونت امنيت ناجا گذاشته شد. ي : نمودار سازماني جديد نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران در بهمن ماه 1379 به تصويب فرماندهي معظم كل قوا رسيد كه در چارت جديد با توجه به تحولات و حساسيت مرز، اداره كل مرزباني به فرماندهي مرزباني تبديل و در بيستمين جلسه كميسيون برنامه ريزي وسازماندهي ساختار جديد فرماندهي مرزباني بررسي و نتيجه طي گردشكاري در تاريخ 31/1/81 به حضور سردار فرماندهي ناجا تقديم و جدول سازمان فرماندهي مرزباني به صورت موقت مورد موافقت سردار جانشين فرماندهي ناجا قرار گرفت.
|
|
|
|